بيانيه "توماج صالحى بايد آزاد شود. سكوت ما يعنى حمايت از ظلم و ظالم" استورى هاى اينستا رو به روال همه موارد مشابه قبلى، در نورديده. چند سوال اساسى نيازه از ايرانى معترض و عدالتخواه پرسيده بشه تا پاسخ اونها نشون بده كه چه مساحت بزرگى از تفكر ساكنين اين سرزمين، برهوت عدم شناخت واقعيت هاست.
چطور بايد آزاد بشه؟ از چه طريقى؟ وكيل بگيره؟ اعتراض كنه؟ به كجا؟ ديوان عالى؟ اوكى. مگه بچه هايى رو كه كشيدن بالا وكيل نداشتند؟ مگه همون وكلا رو هم بازداشت نكردند بعدش؟ مگه علاوه بر وكيل حقوقى، در سطح بين المللى كفالت سياسى پشت اسامى شون نبود؟ يادتون رفته چقد خوشحال بوديد اسامى محمدها و مجيد رضاها در پارلمان هاى كشورهاى اروپايى سر زبون ها بود؟ خب چى شد بعدش؟
ايرانى معترض و عدالتخواه به سبك سوسياليسم حوزه شنگن، كجا قراره يكبار براى هميشه اين مشكل رو با خودت حل كنى كه چشمات رو باز كنى روى حقيقت نجس اين خاك؟ چى بايد رخ بده كه بين سيناپس هاى عصبى مغزت يك پيغام شكل بگيره و بهت باور اين رو بده كه با داعش شيعه نميشه كار مدنى و حقوقى كرد؟ چه چيزى بايد بيشتر از تماشاى اعدام ها و دادگاه هاى ساختگى و احكام بدوى از جلوى چشمان و حافظه ت عبور كنه تا قسمت تفكر مغزت بهت اين هشدارها رو بده ؟
ايرانى غيور و با فرهنگ… كجا ميخواى ياد بگيرى كه چه بلايى سرت اومده و كجا دارى زندگى ميكنى؟ گام بعد از استورى اينستاگرام و هشتگ توييتر چيه؟ به اينها فرصتى داشتى فكر كنى…؟
نه.
فكر نميكنى. نه الان. هيچوقت. چون تفكر ارث بردنى نيست. رسيدن به آگاهى عريان و حقيقى از رنجت و زيستگاهت، آموختنيه. و تو سالهاست چيزى نياموختى و ترجيحت براى موقعيت ايستايى، جايى كه كمترين آسيب رو ببينى در عين حاليكه سطل آبى ارزون بر وجدان پنهان افروخته ت خالى كنى.
و خطاب به بچه هاى دار…
آسوده بميريد..!
تا طلوع آفتاب حقيقت در اين سرزمين هنوز چندين سال مرگ سياه راه باقى مانده…
@petitanalysis
در اردوگاه قيد "بايد" از بالا به پايين صادر ميشه. هيچ اسيرى به مافوقش نميگه "بايد". اگه گفت خودش رو مسخره كرده.
نه ادبيات رو جدى گرفتيد نه اردوگاه رو …