خیزید و خز آرید که هنگام خزانست
باد خنک از جانب خوارزم وزانست
آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست
گویی به مثل پیرهن رنگرزانست
———دهقان به تعجب سر انگشت گزانست
———کاندر چمن و باغ ، نه گل ماند و نه گلنار
طاووس بهاری را، دنبال بکندند
پرش ببریدند و به کنجی بفکندند
خسته به میان باغ به زاریش پسندند
با او ننشینند و نگویند و نخندند
———وین پر نگارینش بر او باز نبندند
———تا بگذرد آذر مه و آید (سپس) آذار
پاییز داره میره تو اوجش
شعر از منوچهری