‍ ☆☆☆

دو فلسفه : دو کشور

١)▪️هلند در سال ٢٠١٧ میلادی، به دلیل کاهش شمار زندانیان، پنج زندان دیگرش را به هتل تغییر کاربری داده است.

همین امروز رسالۀ الهی-سیاسی اسپینوزا، مشهورترین فیلسوف هلند را می‌خواندم. با خود اندیشیدم که بالاخره سرنوشت کشوری که مهم‌ترین فیلسوف آن در چهار قرن گذشته، اسپپنوزا است، جز این نمی‌توانست باشد که زندان‌های آن هتل ‌شود، و سرنوشت کشوری هم که مهم‌ترین فیلسوف آن در همین مدت، ملاصدرا بوده است، غیر از این نیست که زندان‌های آن در حال انفجار باشد.

فلسفۀ اسپینوزا کوشش‌های نظری برای آزادسازی انسان از بندهای نامرئی و رهایی اندیشه از ایدئولوژی است، اما در تمام فلسفۀ ملاصدرای ما حتی یک جمله دربارۀ انسان کوچه و بازار وجود ندارد؛ مگر از دریچۀ ذهن و انتزاع.

به گفتۀ طرف‌داران ملاصدرا، همۀ فلسفۀ او بسیج شده است که معاد جسمانی را ثابت کند، و به گفتۀ اسپینوزاشناسان، فلسفۀ او آزادسازی نیروهای فردی و اجتماعی انسان در مسیر سعادت این‌جهانی است.

در کشوری که فیلسوف آن، تعهدی غیر از وفاداری به تخصص‌‌ها نمی‌شناسد، زندان‌ها هتل می‌شود و آنجا که تعهد تخصص است، اقتصاد و فرهنگ و سیاست، تولیدی جز زندانی ندارد.

٢)▪️ غایب بزرگ در فلسفۀ موسوم به اسلامی، انسان است. این فلسفه حتی در اثبات وجود خدا راهی را نرفت كه برای دانشمندان علوم دیگر نیز حجت باشد؛ اما خدایی كه اسپینوزا از آن سخن گفت، گارد انیشتین را هم باز كرد؛ چنانكه در نامه‌ای نوشته است: من اگر بتوانم به خدایی اعتقاد داشته باشم، خدای اسپینوزا است.

٣)▪️کیست که نداند ملاصدرا دانشمندی بزرگ، مبتكر و پیشرو بود؟ اما جریان فلسفی ما که نماد آن ملاصدرا است، در دنیایی سیر می‌کند که از آن هیچ راهی به این دنیای خاکی نمی‌توان گشود و از آن نمد، کلاهی برای انسان کوچه و بازار نیست؛ زیرا هیچ كمک مؤثری به علوم انسانی نمی‌کند؛ مگر در حد امر و نهی!

این نقد بر ابن سینا وارد نیست؛ زیرا او حدود شش‌صد سال پیش از صدرالمتألهین می‌زیست و به معنای واقعی کلمه فیلسوف بود؛ نه متکلم فیلسوف‌نما. فلسفۀ سینوی در قرن چهارم، به‌روزترین فلسفۀ بشری بود؛ ولی همان فلسفه در قرن هفتم یا هشتم باید بازنشست می‌شد؛ نه اینکه شش‌صد سال پس از ابن سینا به ملاصدرا برسیم که همچنان ما را سرگرم جوهر و عَرَض و مقولات عشر کند. آیا پیشرفت ما در فلسفه، مصداق ترقی معکوس نیست؟ آیا دشمنی امروز ما با علوم انسانی و تمدن بشری، نتیجۀ اين سیر قهقرایی نیست؟

گهی از دَور دارد سیر معکوس

گهی اندر تسلسل، گشته محبوس

(گلشن راز)

۴)▪️گفته بودم که ملاصدرا در فلسفه‌اش یک بار از انسان کوچه و بازار سخن نگفته است. اکنون سخنم را تصحیح می‌کنم و می‌گویم او یک بار به این میدان آمد؛ همان‌جا که گفت زن، حیوانی است که خدا او را به شکل انسان آفریده است تا مرد به او رغبت کند! (کسانی که معتقدند این سخن ملاصدرا در جلد چهارم اسفار، تفسیري دیگر دارد، لابد

خود را در فهم عبارات او داناتر از ملا هادی سبزواری میدانند…

#مرحوم_رضا_بابایی

https://t.me/Anjoman2falsafeh2khorasan2razavi

Reply to this note

Please Login to reply.

Discussion

No replies yet.