حتی اونا هم همچین خریتی نکردن
Discussion
از نزدیک در جریان بامبول آیلتس هستم. دو روزه فقط دارم به این فکر کنم که آخه چجوری اینا رو به انگلیسی بنویسم که کسی بفهمه تو این جهنم دره چه خبره.
به هر حال که قابل هضم نیست براشون. ولی باید گفت
These thoughts crush me. I physicly feel pain when I think of our differences.
How can we explain what they did to us.
یه جا میگفت که دنیا هیچ اهمیتی به رنجهات نمیده، اینکه چقدر در عذابی براش مهم نیست. ولی اگه راه حلی برای رهایی از اون رنج پیدا کردی همه حاضرن براش سر و دست بشکنن. حالا حکایت ماست، تو رنجیم، ولی راه حلامون خیلی کم و محدودن.
همینکه نزاریم فراموش بشیم قدم اول راه حله. باید صدامون دربیاد. باید ترجمه کنیم. باید بنویسیم و در هر فرصتی بگیم که اینجا چه خبره.
Do not forget Do not forgive
#علیه_فراموشی
حتی هشتگامون مثل بقیه دنیا فان و جالب نیست. امروز به یه نفر گفتم من اگر کشته شدم فقط میخوام فراموشم نکنید. نزارید فراموش بشم