گزارش وضعیت- شماره 0ام- مرداد1401
برای پسرکی از نسل آخرین بازماندگان این طوفان که به خواندن شرح احوالات روزگار مان علاقهمند است.
ایام غریبیست!
کشتی داره غرق میشه و هر لحظه بیشتر فرو میره تو دریا. مطلقا هیچ نشونه ای از تلاش ملوانها برای تغیر مسیر دیده نمیشه. رو عرشه یکی زانو غم بغل زده سگرمه هاش تو هم که، رلش اونجوری که باید بش توجه نکرده و نیاز به تراپی داره. 2نفر ساده لوح دارن سر این که، اسم دکه ای که قراره وسط کشتی بزنن رو چی بذارن، بحث میکنن. یه صف طولانی واسه خرید بلیط شرکت تو قرعهکشی که قراره فردا برگزار بشه تشکیل شده. اون طرف تر یه عده جمع شدند با فیلتر عکاسی جدید سرگرم اند و هر از گاهی هم یکیشون واس اون یکی کری میخونه میزنن کافه رو بهم میریزن. نوک عرشه چند نفر بساط پهن کردند پکیج پول درو کردن در نصف روز و مخ زدن تو 28دقیقه میفروشن و انصافا هم فروششون خوب بوده تا حالا. تقریبا هر ماده خوراکی بوده داره دست موج میره و آب شرب هم به زور پیدا میشه. طبقه پایین یکی که تا خرخره تو آب فرو رفته سرشو به زور آورده بیرون میگه: "بابا چرا انقدر انرژی منفی میدید، یکم به چیزای خوب فکر کنید". ته کابین چارتا بیچاره راهپیمایی سکوت برگزار کردند و رو لباساشون نوشتند "کاپیتان بی کفایت، استعفا استعفا". یه بچه هنوز از بالا بادبانا داره با شور و شوق داد میزنه: "مژده مژده! یه کشتی خارجی با تمام سرعت واسه کمک داره میاد و عنقریب که هممونو نجات بده". چنتا جاکش از سرشب تا حالا دارن مسافرا رو به "آرامش و صبوری و پرهیز از خشونت" دعوت میکنند. چارتا کصخل مشنگ رو اسکله ای چندین فرسنگ اونورتر دعواشون شده سر این که کی بیاد مسافرا رو نجات بده و تهشم قهر کردند رفتند ساحل آفتاب بگیرن.
وضعیت به شکل حیرت آوری هم ناراحت کنندس هم خنده دار. ولی ترسناکتر از هر چیزی 80میلیون مسافر هست که به طرز باورنکردی سقوط رو پذیرفتند و دور ویالون زنا، نشئه و بی حس، مشغول پیک زدن و پایکوبی اند! هر از گاهی که یه تیکه از کشتی کنده میشه و وسط جمعیت سقوط میکنه از حرکت دست میکشند و شروع میکنند گریه و نفرین و دعا. اما مجددا به وضعیت جدید عادت میکنند و... . انگار جدی جدی ول دادند و موفق شدند فعل "وقتی قراره تهش غرق شیم پس حالا رو عشق است" رو به نحو احسن صرف کنند. حالا دیگه از نزدیک دارم لمس میکنم #پوچگرایی از خدمه به مسافرا هم منتقل شده. تا اونجایی که چشم های ضعیف من کار میکنه هیچ خشکی دیده نمیشه.
ولی هیچکدوم از اینا نباید باعث بشه دست رو دست بذاریم. باید هر تعداد میتونیم رو از خواب بیدار کنیم. حتی اگه مطمئن باشم تهش پای هیچکدوممون قرار نیست به ساحل برسه.
