#ساتوشی_ریوارد
#بیتکوین
برای پاسخ به این پرسش اول چند پرسش مطرح میکنم و در ادامه سعی میکنم با جواب بهشون به پاسخ پرسش مسابقه هم نزدیک بشم
الف- آیا اصولاً فارغ از مبنای قیمتگذاری بر اساس دلار یا بیتکوین، نوسانات قیمت پدیدهای نامطلوبه؟
ب- ”ما“ به عنوان یک گروه، چه میزان قدرت ”در نظر گرفتن“ مقداری ساتوشی بابت کالا یا خدمت و اعمال این معادلسازی رو داریم؟
پ- با فرض پاسخ مثبت به پرسش پیشین، آیا امکان تعریف سازوکاری برای کلیتبخشی (generalisation) کالا یا خدمات مذکور (گندم یا نیرویکار) جهت معادلسازی با مقدار مشخصی ساتوشی وجود داره؟
۱- همانطور که احتمالاً شنیدین، فاکتورهای خیلی زیادی روی قیمت هر دارایی درهر لحظه اثرگذارند. مثل میزان تقاضا، محدودیتهای مختلف تولید و زنجیرهی تأمین، نرخ تولید کالاهای جایگزین و هزاران فاکتور دیگه. طرفداران سیاستگذاری دستوری سعی میکنند با مدلهای پیچیدهی اقتصادی و سیاستگذاریهای مداخلاتی در تولید و عرضه و نظارت و … قیمت رو کنترل کنند که اغلب مشاهده میکنیم درعملی کردن این سیاستها به شکل مضحکی ناموفقاند. از طرفی، اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد تعیین قیمت کالا و خدمات در بازار (و به تبع اون نوسان قیمت) رو نه یک مشکل بلکه یک قابلیت میدونند. در واقع قیمت، نوعی سیگنال حاوی برآیند همهی اطلاعات مربوط به اون کالا یا خدمت مشخص در هر لحظه است. به عبارت دیگه میتوانیم قیمت رو به مثابهی یک پروتکل ارتباطی بهینه جهت انتقال برایند اطلاعات هر کالا یا خدمت در بازار آزاد بپنداریم. به این معنا که همهی اطلاعات مرتبط با یک دارایی از طریق تغییر میزان عرضه و تقاضا در بازار آزاد در قیمت خلاصه میشه. به عنوان مثال در تولید گندم، فرض کنید در برزیل به جهت گرمای بیسابقه و آتشسوزی، بخش زیادی از محصول از بین رفته و کمبود گندم و افزایش شدید قیمت مورد انتظاره. بازار در مواجهه با این اطلاعات و افزایش قیمت، منابع مالی بیشتری به تولیدکنندگان گندم میرسونه که منجر به افزایش تولید و متعادل شدن مجدد قیمت خواهد شد. از طرفی افزایش قیمت گندم احتمالاً بخشی از تقاضا رو به سمت کالای جایگزین (مثلاً سیبزمینی) که با افزایش قیمت گندم حالا ارزانتر شده سوق خواهد داد و این خود با کاهش تقاضا به متعادلتر شدن قیمت گندم کمک میکنه. در مورد قیمتگذاری بیتکوین هم همین سازوکار عمل میکنه و موجب متعادل شدن قیمت میشه. یعنی در صورتی که مبنای قیمتگذاری بجای دلار بر اساس بیتکوین باشه، باز هم نوسان قیمت کالا یا خدمات مذکور اجتنابناپذیر و حتی مطلوب و تنها راه کشف قیمت در بازار آزاده.
۲- فرض کنید علیرغم توضیحات قبل، بخواهیم قیمت گندم یا نیروی کار رو بر اساس بیتکوین به صورت دستوری تعیین کنیم. مثلاً هر ۱۰ ساتوشی رو معادل یک گرم گندم تعیین کنیم. در این وضعیت هم افزایش تقاضا یا کاهش عرضه با فرض قیمت ثابت منجر به ایجاد ناهنجاریهایی مثل بازار سیاه، کمبود عرضه، مشکلات تولید و مهاجرت نیروی کار خواهد شد و امکان اعمال قیمتهای دستوری بر پایهی بیتکوین هم وجود نخواهد داشت. ضمن اینکه در مورد بیتکوین ابزارهای کنترل و اعمال قیمتگذاری دستوری هم در مقایسه با پول فیات به شدت محدوده. امکان سانسور تراکنشهای متخلف، شناسایی هویت متخلفین و یا تقویت نهاد دولت جهت مقابله با تخلفات از طریق تولید نقدینگی جدید وجود نداره.
3- حتی با فرض قبول نوسان قیمت به عنوان یک مشکل و داشتن توانایی اعمال قیمتگذاری دستوری، مشکل بعدی لزوم کلیتبخشی (generalisation) است. تعیین قیمت کالاها و خدماتی که تنوعی نزدیک به بینهایت در کیفیت، موقعیت مکانی و زمانی دارند نیاز به سازوکاری فوقالعاده پیچیده داره که جز با تعیین قیمت در بازار آزاد امکانپذیر نیست.
باری جمعبندی، دیدیم که اصولاً نوسان قیمت جزئی جداییناپذیر از هر اقتصاد سالمه و امکان اعمال قیمتهای دستوری در چنین اقتصادی نه فراهم و نه حتی مطلوبه. اما بگذارید برگردیم به گفتهی پیشین در مورد سازوکار قیمت به عنوان یک پروتکل ارتباطی بهینه جهت انتقال برایند اطلاعات مرتبط با هر دارایی. با رجوع به مقالهی ”بررسی عوامل تأثیرگذار در موفقیت فناوریهای ارتباطی از منظر بیتکوین“ از Willem Van Den Bergh و ترجمهی ضیا صدر که در وبسایت مقالات فارسی بیتکوین (bitcoind.me) به رایگان موجوده، درمییابیم که قیمت به عنوان یک پروتکل ارتباطی، در بلندمدت امکان همزیستی با دلار یا هر پول رقیب رو نداره. پروتکلهای ارتباطی تمایل به همگرایی به یک پروتکل واحد دارند و البته این به سود بازیگران بازارهای هدفشونه. این مقاله مثالهایی رو از رقابت دستگاههای پخش کاست ویدیویی VHS و BETAMAX به عنوان پروتکلهای ارتباطی رقیب میاره که در نهایت به حذف یکی منجر شد. لذا فرایند قیمتگذاری کالاها و خدمات بر اساس بیتکوین بجای دلار نه به صورت دستوری بلکه طی یک فرایند ارگانیک و در بلندمدت باید اتفاق بیفته و در رقابت نهایی لاجرم منجر به حذف یکی از این دو بشه. فرایندی که در حد نهایی آن، بیتکوینرها از اون با عنوان #hyperbitcoinisation یا ابربیتکوینیشدن یاد میکنند که اشاره به تبدیل بیتکوین به عنوان مبنای قیمتگذاری کلیهی داراییها در سطح جهان داره. در چنین بافتاری، نوسانات قیمت بیتکوین بر اساس دلار اساساً فاقد معناست چون در فرایند این تبدیل و تقابل، نوسانات قیمتی اجتنابناپذیرند و در صورت وقوع ابربیتکوینیشدن، اساساً دلار نقشی در معادلات بازی نخواهد کرد.