زمانى ميتونيد دركى از مسير رهايى داشته باشيد كه دالون هاى #اسارت رو باور كنيد. ملتى كه سوداى #آزادى داره بايد قدم هاى فلجش رو در فهم اسارت ترميم كنه. علت اينكه هرچيزى حتى مبارزه براى آزادى در ذهن #ايرانى جديتى نداره، ريشه در جدى نبودن پذيرش بديهياته. و چيزى بديهى تر از اسارت در اين سرزمين توسط مذهبيون افراطى نيست. در هيچ چيز زندگى ايرانى ها علائمى از فهم اين موضوع وجود نداره. همه چى سطحى و شوخيه. همه ارزشهاى مهم فروپاشيده. هيچ ذهنيتى از باور حقيقت وجود نداره. هيچ چيزى نيست جز حقارت و تن دادگى به عادت هاى بيشتر. هيچ رخدادى نيست جز شناور بودن بين امواج خاطرات گذشته و حسرت هاى آينده. اين تركيب و چيدمان، از پس ساده ترين بازى ها هم برنخواهد اومد. و صرفا و تنها اتفاقاته كه گاهى ميتونه جرقه اى در دل اين جنگل تاريك نافهمى روشن كنه. و نتيجه اون اتفاقات هم خون هاى بيشتريه كه به زمين ميريزه.
چه خوشمون بياد چه نياد، ملت فلج در همه چيز، جاش روى صندلى چرخداره نه وسط ميدون مبارزه. و اين رو #آخوند خيلى خوب ميدونه كه داره به چى و كى #حكومت ميكنه.
متن از کانال تلگرامی "شوکران؛ جام عدم" https://t.me/petitanalysis