ما رأیت الا جمیلا
تو اصن سگ کی باشی که بخوام مختو بزنم کیری؟
پاشو بیا اون قرضتو بده اعصاب منو بیشتر از این کیری نکن.
من واسه این همهش توی جمع کم حرف و ساکتم، چون که میخوام فقط از خودم تعریف کنم، میخوام هی آدما رو مسخره کنم، میخوام حرف زشت بزنم، میخوام برینم بهشون، میخوام شوخی جنسی کنم. ولی خب ادبو رعایت میکنم و هیچی نمیگم.
بخورید، بخورید. اینقدر قند بخورید تا بترکید. اینقدر چربی بخورید تا باد کنید. بشکههای ۲۲۰ لیتری.
برای بار چندم میگم، ریدم توی کرد، توی فرهنگ کرد، زبان کرد، ملت کرد، پیشینهی کرد.
به معنای واقعی کلمه امروز داشتم از اسهال میمردم. لیترالی میمردممم.
دایرهی آدمایی که میتونم بغلشون کنم داره کوچیک و کوچیکتر میشه.
داشتم فکر میکردم اگر پارتنر داشتم و توی خیابون میگرفتنش، چیکار باید میکردم؟ آیا اینقدر منو پشت خودش میدید که به من زنگ بزنه؟ اصن زنگ میزد، واقعن چجوری باید بهش میفهموندم که من باهاتم، پشتتم.
الان حوصله ندارم لوکیشن ویپیانمو عوض کنم برم تروث. پس فعلن همینجام.
Woman. Not a word more, not a word less.
you have no chance.
اتفاق بدی که افتاده، اینه که حس میکنم امسال، سال آخره. نمیدونم. اتفاقای غیر طبیعی توی بدن افتاده که واقعن منو میترسونه.
واقعن فکر کردی از این بولران میگذرم پامیشم میام سفر؟
تصمیم سختی بود، تقریبن همهی جوانب در نظر گرفته شد.
نمیتونم تصمیم بگیرم توی سال جدید، توافقی که با کارفرما میخوام بکنم، روی مبلغ مانور بدم یا روی ساعت کاری.
از پول قرض گرفتن متنفرم.
واقعن نمیدونم چرا قبول کردم پول قرض بدم. اونم توی این بگایی بیپولی.
من که بیتهامو نقد کرده بودم، الانم دیگه وقت خرید نیست، یا اینکه برم سراغ آلتکوینها.
دلیل اینکه به خودم توجه میکنم و به خودم میرسم اینه که خودمو برای دیگران غیرقابل دسترس کنم. اینه که بشم هدف. میدونم خیلی خودبرتر بینی طوره. ولی یه لذت پلیدیطور بهم میده. خبیس. پلید. خودخواه. اصن کیرم تو بقیه.