همچنین تصویر نادرستی وجود داره که آموزش و پرورش دستوری در ذهنمون کرده. و اون اینه که حفظ شدن زبان فارسی، یک مقاومت پایین به بالا بوده! مثل اینکه زبان فارسی در حال سیر قهقرایی بوده و به ناگاه یک افسانهسرای چیرهدست جریان رو برعکس کرده!
اول باید این نکته ذکر بشه که حتی همین حفظ شدن زبان فارسی هم یک چیز نسبیه! مثلا الفبای ما کاملا عربیه و این دلیل خوبی داره که عربیه! چون الفبای پیشین بسیار سخت بوده و ما "سازگار" شدیم. از دلایل عدم وجود مکتوبات از دوران پیش از اسلام هم همین بوده.
از نظر من پشت این حفظ شدن نسبی زبان فارسی هم دلایل سیاسی وجود داشته. همونطور که در مورد مذهب غالب در ایران چنین الگویی وجود داشته. و همونطور که آتاتورک سه ماهه الفبای ترکی رو تغییر داد.
چنان که من خوندم، تاریخ هم پشت این روایته، ولی حتی اگر تاریخ رو در نظر نگیریم کافیه این سوال رو از خودتون پرسین:
آیا در جامعهی عموما دهقانی ایران برای کسی مهم بوده که زبان چیست یا مذهب چیست که حالا روی دیوار غار بن مضارع و ماضی صرف کنند و ریشهگیری کنند تا واژه های جدید ساخته شه؟ و آیا در جامعهی امروز با وجود این همه امکانات ارتباطی، هر کس چقدر میتونه روی چیز ها تاثیر بذاره که یک شاعر در قرن ۴ زبانی مرده رو زنده کنه؟