شخصا به هیچ وجه حاضر نیستم حتی 1هفته هم داخل هیچکدومشون خدمت کنم و سربازی رفتن رو خیانت میدونم. صرف ناراضی بودن از شرایط و فحش دادن به رأس قدرت برا کسی مصونت نمیاره و ارزشمند تلقی نمیشه برام.
Discussion
نه، مصونیت که نمیآره، واسه همینم خیالیم نیست. ولی کسایی که خیلی سال پیش شروع کردن (مثلاً همقطارای خودم)، زمانی بود که هنوز مملکت به این گوه کنونی کشیده نشده بود و خیلی هم از اون سن و سالا توقع دوراندیشی نمیشه داشت. توی نزدیکام چند مورد میشناسم که ارتشی بو دن، اما توی اولین فرصت بیرون اومدن. یه عدهشون هم شاید به بلوغ فکری رسیده باشن، اما راه خروج رو پیدا نکردن هنوز. حالا یا به این دلیل که سالای خدمتشون خیلی زیاد نیست و یا پیشبینی نمیکردن کار به اینجاها بکشه. (البته همین درجه از ارفاق رو برای کسایی که شاید توی پنج سال اخیر وارد ارتش شده باشن، حتی توی سن ١٨ سالگی، در نظر نمیگیرم. دیگه توی این پنج شش سال اخیر مملکت به چنان کوهی کشیده شده بود که یه آدم هجده ساله هم باید عقلش برسه و نزدیکش نشه.)
درسته. من خودم زمان راهنمایی اعتکاف میرفتم و مسئول بسیج مدرسه بودم. یا اوایل دانشگاه مارکسیست بودم. یا حتی سال 98 تو بورس آخوندا بودم. زمان برد که به چیزی که امروز هستم تبدیل بشم و خوشحالم که الان اینجام.
هیچکدوم از گذشتهای که داشتم هم برام افتخار حساب نمیشه یا بخوام روش تعصبی داشته باشم که مثلا "نباید به اون قشر توهین بشه و اونام مجبورن و حق دارن و...."
نه، نمیگم نباید توهین بشه. فقط میفهمم که از کجا ممکنه به اینجا رسیده باشن و خیلی هم انتخابی برای خروج نداشتن. ولی دیگه هر انتخابی نتیجهای داره که برای این چند نفر هم کشته شدن در راه آخوند بوده. یه عده شانس و فرصت داشتن، در اومدن. یه عده هم شاید فرصتش رو داشتن و جاکش بودن و موندن (همین نمونه هم در «نزدیکان» دارم که سالهاست باهاش قطع رابطه کردم).