یادداشت دوم
در ج.ا "تورم" یک ابزار حاکمیتی است. دولت با چاپ اوراق بدهی، بهصورت سیستماتیک خلق نقدینگی میکند. بانک مرکزی، در بازار بینبانکی، همین اوراق را مبنای تأمین مالی بانکها قرار میدهد و عملاً به ماشین چاپ پول بدل شده. کسری بودجه، بهجای مهار به یک سازوکار دائمی درون مجلس برای خلق پول تازه تبدیل شده است. بانکهای ورشکسته هم با استفاده از همین اعتبار جعلی، فقر را تولید و از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند. میلیونها ایرانی، بیآن که نقشی داشته باشند، قربانی تصمیماتی هستند که تنها هدفشان حفظ نظم موجود است.
اگر میخواهیم آیندهای متفاوت بسازیم، باید از همین نقطه آغاز کنیم: اقتصاد. اما نه با اصلاح ساختاری چیزی که بنیان گذارانش تمام منافعشان را بر آن سوار کردهاند. این ساختار را نمیتوان ترمیم کرد. باید آن را پشت سر گذاشت. آنچه نیاز داریم، پایهای است که در ذات خود فسادناپذیر باشد. جایی که دولت دیگر به جیب مردم راه نداشته باشد. جایی که تورم، ابزار سیاستگذاری نباشد. جایی که مالکیت بر پول، واقعی، کامل و غیرقابل مصادره باشد.
بیتکوین، چنین بنیانی است.
بیتکوین فقط یک ارز نیست؛ یک قرارداد اجتماعی غیرمتمرکز است. یک قانون اساسی اقتصادی، بدون نیاز به قانونگذار.
در اقتصاد بیتکوینی، هیچ نهادی نمیتواند خلق پول کند. هیچ بانکی نمیتواند از هیچ، اعتبار بسازد. هیچ دولتی نمیتواند با چاپ اسکناس، جنگ، سانسور یا سرکوب را تأمین مالی کند. و هیچ فردی، با رابطه و قدرت، نمیتواند ثروت جعلی بیافریند.
برای جامعهای که دههها زیر بار اقتصاد تورمی و غارت رسمی له شده، این فقط یک اصلاح اقتصادی نیست؛ یک انقلاب است.
وقتی پول آزاد شود، میتوان نهادهای شورایی ساخت. میتوان از ابزارهای هوش مصنوعی برای تصمیمگیری جمعی و شفاف استفاده کرد.