Avatar
Paul Me Loux
af413a1bbbea246d70148192851034ad0d47a944486ebbcccbc7b030b47333ad
Bitcoin development became our goal

یادداشت دوم

در ج.ا "تورم" یک ابزار حاکمیتی ا‌ست. دولت با چاپ اوراق بدهی، به‌صورت سیستماتیک خلق نقدینگی می‌کند. بانک مرکزی، در بازار بین‌بانکی، همین اوراق را مبنای تأمین مالی بانک‌ها قرار می‌دهد و عملاً به ماشین چاپ پول بدل شده. کسری بودجه، به‌جای مهار به یک سازوکار دائمی درون مجلس برای خلق پول تازه تبدیل شده است. بانک‌های ورشکسته هم با استفاده از همین اعتبار جعلی، فقر را تولید و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند. میلیون‌ها ایرانی، بی‌آن‌ که نقشی داشته باشند، قربانی تصمیماتی هستند که تنها هدف‌شان حفظ نظم موجود است.

اگر می‌خواهیم آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید از همین نقطه آغاز کنیم: اقتصاد. اما نه با اصلاح ساختاری چیزی که بنیان‌ گذارانش تمام منافع‌شان را بر آن سوار کرده‌اند. این ساختار را نمی‌توان ترمیم کرد. باید آن را پشت سر گذاشت. آن‌چه نیاز داریم، پایه‌ای است که در ذات خود فسادناپذیر باشد. جایی که دولت دیگر به جیب مردم راه نداشته باشد. جایی که تورم، ابزار سیاست‌گذاری نباشد. جایی که مالکیت بر پول، واقعی، کامل و غیرقابل مصادره باشد.

بیت‌کوین، چنین بنیانی ا‌ست.

بیت‌کوین فقط یک ارز نیست؛ یک قرارداد اجتماعی غیرمتمرکز است. یک قانون اساسی اقتصادی، بدون نیاز به قانون‌گذار.

در اقتصاد بیت‌کوینی، هیچ نهادی نمی‌تواند خلق پول کند. هیچ بانکی نمی‌تواند از هیچ، اعتبار بسازد. هیچ دولتی نمی‌تواند با چاپ اسکناس، جنگ، سانسور یا سرکوب را تأمین مالی کند. و هیچ فردی، با رابطه و قدرت، نمی‌تواند ثروت جعلی بیافریند.

برای جامعه‌ای که دهه‌ها زیر بار اقتصاد تورمی و غارت رسمی له شده، این فقط یک اصلاح اقتصادی نیست؛ یک انقلاب است.

وقتی پول آزاد شود، می‌توان نهادهای شورایی ساخت. می‌توان از ابزارهای هوش مصنوعی برای تصمیم‌گیری جمعی و شفاف استفاده کرد.

1. یادداشت اول:

در وضعیتی که علاوه بر تحقیر، فساد و سرکوب حالا شرایط جنگی نیز به مسائل زندگی در ایران افزوده شده؛ اگر این نظام فرو ریزد، جایگزینش چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، شاید به یک گفتمان کاملاً تازه نیاز داریم، گفتمانی که از واقعیت امروز، از ابزارهای قرن بیست‌ویکم و از شرافت انسانی آغاز می‌شود.

نظم آینده، به پایۀ اقتصادی سالم، ساختار اجتماعی غیرمتمرکز و ابزارهای فناوری برای هماهنگی و شفافیت نیاز دارد.

بیت‌کوین، نه فقط یک ارز دیجیتال، بلکه یک نظام‌ اقتصادی ضدفساد و ضدقدرت است؛ نخستین آجر یک ساختار اقتصادی سالم و غیرسیاسی.

نظام شورایی، نه بازگشت به گذشته، بلکه راهی برای نهادسازی از پایین به بالا، با مشارکت مستقیم اعضای جامعه در ادارۀ زندگی‌شان است.

هوش مصنوعی، نه یک تهدید ناشناخته، بلکه ابزاری است که می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری را شفاف، دقیق و پاسخ‌گو کند، اگر در خدمت جامعه قرار گیرد.

"بیت‌کوین + نظام شورایی + هوش مصنوعی"

این گفتمان، جایگزین دولت نیست. جایگزین مفهوم حکومت است. ما نه به یک دولت دیگر، بلکه به یک تمدن آزاد نیاز داریم. نظمی که بر پایه‌ همکاری، شفافیت و مالکیت واقعی مردم بنا شده باشد.

دولت‌ها خود را نجات می‌دهند، نه مردم را.

تاریخ نشان داده که قدرت، همواره میل به گسترش دارد حتی در لباس دموکراسی.

آنارشیسم لیبرالی به ما یادآوری می‌کند: آزادی از آنِ کسی‌ است که مالک خودش باشد.

و بیت‌کوین، نخستین ابزار مدرن برای تحقق این مالکیت واقعی است.

هیچ انقلاب آرامی نیست؛ اما بیت‌کوین، سکوتی‌ است که جهان را تغییر می‌دهد.

در دنیایی که موفقیت آکادمیک وابسته به اطاعت است، نه خلاقیت و در محیط‌هایی که سازمان‌ها به کسانی پاداش می‌دهند که خوب «جای خود را بلدند» نه آن‌هایی که چیز تازه‌ای می‌سازند، خلاقیت به حاشیه رانده می‌شود.

جردن پیترسون گفته است رابطه‌ بین گشودگی روانی (که شاخص روانشناختی خلاقیت است) و موفقیت دانشگاهی منفی است.

یعنی هرچه خلاق‌تر باشی، احتمال اینکه در ساختارهای رسمی پیشرفت کنی کمتر است.

این فقط درباره‌ی دانشگاه نیست. در شرکت‌ها هم همین است. پاداش به کسانی داده می‌شود که در سلسله‌ مراتب حل شوند، نه آن‌ها که سؤال می‌کنند.

درسی که به تو می‌دهند روشن است: "تکرار کن، شک نکن، شبیه شو."

اما حقیقت (اگر هنوز برای کسی مهم باشد) اغلب از دل سرپیچی می‌آید. از دل کسانی که نمی‌خواستند نسخه‌ کپیِ دیگری از جهان باشند. از کسانی که ساختار را زیر سؤال بردند.

بیت‌کوین از دل همین نافرمانی آمد. خالق ناشناسش، نه دنبال جایزه‌ نوبل بود، نه کرسی دانشگاه، نه پست شرکتی. دنبال بازآفرینی یک سیستم پولی بود که بر پایه‌ صداقت و آزادی ساخته شده باشد، نه بر پایه‌ چاپ بی‌پشتوانه و قدرت سیاسی!

در دنیای بیت‌کوین، خلاقیت دوباره معنا دارد،

چون دیگر لازم نیست برای به‌دست آوردن ابزار زندگی، در برابر قدرت سر خم کنی. دیگر نیازی نیست برای گرفتن بودجه یا ترفیع، باورهای مسلط را تکرار کنی.

بیت‌کوین یک ساختار آلترناتیو است. ساختاری که در آن نبوغ، حقیقت و خلاقیت سرکوب نمی‌شوند، چون اصلاً در اختیار هیچ مرجع داوری نیستند. در بیت‌کوین، تو باید فقط با طبیعت هماهنگ باشی: با ریاضیات، انرژی و زمان.

اگر جهان قدیم پاداش اطاعت می‌دهد،

جهان جدید بیت‌کوینی، فقط پاداش واقعیت را می‌دهد.

و این، دقیقاً همان انقلابی است که به آن نیاز داریم.

ما به آن «سرمایه‌داری» می‌گوییم، نه «بازار آزاد». و این اتفاقی نیست.

زیرا آن‌چه در عمل بر جهان حکم می‌راند، نه آزادی بازار، بلکه سلطه‌ سرمایه است.

در زبان، تفاوت ظریفی است. «بازار آزاد» مفهومی است پاک، رؤیایی لیبرال که در آن هر فرد با اختیار و خلاقیت خود وارد رقابت می‌شود و ارزش خلق می‌کند. اما «سرمایه‌داری» جهان واقعی است؛ جایی که سرمایه و نه کار، نه خلاقیت، نه حتی تخصص، منبع قدرت است.

بازار آزاد، اگر زمانی هم وجود داشته، امروز در بانک‌های مرکزی، در قراردادهای دولتی، در چاپ پول از هیچ و در انحصارات جهانی دفن شده است.

کسانی که در رأس این ساختار ایستاده‌اند، هیچ اعتقادی به آزادی ندارند. نه آزادی بازار، نه آزادی مردم. تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، حفاظت از جریان سرمایه در دستان معدود است.

دولت‌ها برای همین جریان جنگ‌ها را شکل دادند و چرخه‌های تورم و رکود را مدیریت کردند. آن‌ها هیچ‌گاه با "بازار آزاد" به قدرت نرسیدند. بلکه با کنترل ساختار خلق پول به همه‌چیز رسیدند.

در سوی دیگر، لیبرتارین‌هایی را داریم که هنوز در رؤیای بازار آزاد هستند. شعار آزادی می‌دهند، اما در جهانی زندگی می‌کنند که پولش به‌ دست همان کسانی کنترل می‌شود که بازار را جعل کرده‌اند. آن‌ها شاید درست بگویند، اما ابزار اشتباهی در دست دارند. زیرا بدون پولِ آزاد، بازار آزاد یک توهم است.

و این‌جا است که بیت‌کوین وارد می‌شود. بیت‌کوین چیزی فراتر از دارایی یا ابزار سود است؛ بیت‌کوین، ابزار بازسازی ساختاری است که در آن سرمایه دیگر دستکاری‌پذیر نیست. نه بانک مرکزی، نه دولت، نه هیچ نهاد متمرکزی نمی‌تواند در آن امتیاز خلق از هیچ داشته باشد.

برای اولین بار در تاریخ، سرمایه‌/پولی پدید آمده که ریشه‌ در کار واقعی دارد، در انرژی، در ریاضیات، نه در رابطه و رانت.

اگر آزادی می‌خواهی، از پول شروع کن.

بیت‌کوین، تنها راه ساخت بازار واقعاً آزاد است.

و تنها راهی که دیگر بازی، به نفع صاحبانِ سرمایۀ جعلی دستکاری نشود.

اگر ثروتمند باشی، یا جزو طبقه‌ مرفه یک جامعه نابرابر باشی، شاید فکر کنی در امنیتی نسبی زندگی می‌کنی. اما این‌ ثروت روی سطحی شکننده از نظم اجتماعی بنا شده‌ است. نظمی که اگر فروبپاشد، تو پیش از دیگران هدف گرفته خواهی شد.

ثروت، در جامعه‌ای که فقر به فریاد رسیده، نه مایه‌ احترام است و نه نشانه‌ موفقیت؛ تبدیل می‌شود به جرم. به چیزی که باید از آن متنفر بود. به تو بدل می‌شود، که نماد نابرابری‌ هستی که دیگر قابل تحمل نیست. و وقتی چنین شود، دیگر نه قانون حافظ تو خواهد بود، نه دیوار، نه تکنولوژی، نه پول.

پول تو، در همان نظامی که این نابرابری را ساخته، قدرت دارد. اما در دل خشمی که شعله کشیده، همان پول تبدیل می‌شود به زنجیری دور گردنت. اگر جامعه‌ای بسازی که بر پایه‌ بی‌عدالتی استوار است، دیر یا زود تو هم در همان بی‌عدالتی غرق خواهی شد. شاید نه از نظر مالی، اما از نظر امنیت، از نظر آزادی، از نظر امکان زندگی انسانی!

اما راهی هست. بیت‌کوین، نه فقط به‌عنوان یک دارایی، بلکه به‌عنوان یک ساختار پولی نو، در ذات خود عدالت دارد. کسی نمی‌تواند آن را خلق کند. کسی نمی‌تواند آن را مصادره کند. همه در آن برابرند. در بیت‌کوین، دیگر نیازی به نظام‌های متمرکز برای حفاظت از دارایی نیست، چون خودِ سیستم بر پایه‌ی آزادی و اختیار فردی ساخته شده.

اگر واقعاً می‌خواهی ثروتت بماند، تنها راه این است که ساختار را عوض کنی. و نه با انقلاب و خون، بلکه با خروج آرام از نظام معیوب فعلی. با خروج از پول فاسدی که این همه نابرابری را ممکن کرده. با ورود به جهانی که در آن هیچ‌کس بیش از دیگران حق خلق پول ندارد.

این راه نه فقط برای فقرا، بلکه برای ثروتمندان هم راه رستگاری است. راهی برای اینکه ثروت دوباره معنا پیدا کند، نه به‌عنوان ابزار سلطه، بلکه به‌عنوان نتیجه‌ ارزش‌آفرینی واقعی در سیستمی عادلانه.

بیت‌کوین، راه نجات توست. حتی اگر ثروتمندی. شاید مخصوصاً اگر ثروتمندی.

تنها ۹۹۲٬۲۹۷ آدرس، بیش از ۱ بیت‌کوین دارند.

می‌دانم تو هم دلت می‌خواهد یکی از این آدرس‌ها مال تو باشد. چرا که نه؟

هیچ‌ وقت امیدت را از دست نده. قدم به قدم، با صبر و پیوستگی، ادامه بده. هر هفته، هر ماه، هر قدر که می‌توانی.

آن‌هایی که زودتر بیدار شوند، تخت طلایی‌شان را هم زودتر خواهند ساخت.

تورم برای ثروتمندان مفید است؛

چرا که آن‌ها دارایی‌هایی دارند که با افزایش تورم، ارزششان بالا می‌رود و بدهی‌هایی که با پولِ بی‌ارزش‌تر، راحت‌تر بازپرداخت می‌شوند.

اما تورم برای فقرا یک فاجعه است؛

زیرا ارزش واقعی دستمزدشان کاهش می‌یابد و توان خریدشان روز به روز کمتر می‌شود.

بیت‌کوین، پولی است غیرقابل چاپ و کنترل که ارزش را هم درون خودش ذخیره می‌کند و این وضعیت ناعادلانه را تغییر می‌دهد.

اگر کارگران فقیر دستمزدشان را با بیتکوین دریافت کنند نابرابری در جهان نمیتواند با تورم تغذیه شود.

زمانی نچندان دور برخی اقتصاددانان می‌گفتند چاپ پول هیچ تأثیری بر تورم ندارد

حالا بیشتر آنها می‌گویند چاپ پول باعث تورم می‌شود.

به‌ همین‌ صورت

در گذشته پزشکانی بودند که می‌گفتند سیگار هیچ خطری ندارد

امروز پزشکان می‌گویند سیگار کشیدن باعث سرطان ریه و انواع امراض می‌شود.

داشتن عقل سلیم همیشه کمک می‌کند حقیقت را زودتر کشف کنیم.

یکی از پیشنهادات تازه برای بهبود تجربه کاربری در بیت‌کوین، تغییر نحوه شمارش و نمایش آن است.

بر اساس این پیشنهاد، به جای استفاده از واژه «سات» یا «ساتوشی» برای کوچک‌ترین واحد بیت‌کوین، هر سات به‌عنوان یک «بیت‌کوین» جدید در نظر گرفته شود.

این تغییر صرفاً در نام‌گذاری خواهد بود و چیزی از ساختار بنیادی بیت‌کوین یا محدودیت ۲۱ میلیون واحدی آن کم نمی‌کند.

طرفداران این ایده معتقدند که سیستم فعلی، به‌ویژه هنگام پرداخت‌های روزمره، پیچیده و گیج‌کننده است. برای بسیاری از کاربران تازه‌وارد، کار با واحدهایی مثل 0.0000037 سردرگم‌کننده است. ساده‌سازی زبان و نمایش مقادیر، می‌تواند درک عمومی از بیت‌کوین را بهبود ببخشد و راه را برای پذیرش گسترده‌تر هموار کند.

در پس این تلاش، یک دغدغه‌ مهم وجود دارد: اگر بیت‌کوین نتواند جایگاه خودش را به‌عنوان یک ابزار پرداخت در زندگی روزمره پیدا کند، ممکن است به تدریج از کارکرد اصلی خود فاصله بگیرد. کسانی که از این پیشنهاد دفاع می‌کنند، بیت‌کوین را نه‌فقط ذخیره‌ ارزش، بلکه یک پول واقعی می‌دانند که باید بتوان آن را ساده، شفاف و عملی استفاده کرد.

در مقابل، برخی دیگر از کاربران جامعه بیت‌کوین به حفظ سنت‌ها و زبان فعلی پایبند هستند و معتقدند این‌گونه تغییرات ممکن است هویت بیت‌کوین را تضعیف کند. با این حال، بحث‌ها همچنان ادامه دارد.

The CEO of Metaplanet, Mr. Simon Gerovich, is Satoshi Nakamoto.

The CEO of BlackRock can be considered one of the most powerful individuals on the planet. The important point right now is that people like him have come to understand that the dollar and the traditional economic structure stand no chance against Bitcoin and will soon be pushed aside.

For this reason, they are trying to emphasize Bitcoin as an 'asset,' encouraging people to simply hold it rather than use it to achieve true freedom and economic independence. This strategy is especially visible in companies like BlackRock, which are accumulating as much Bitcoin from the market as possible, aiming to become the largest holders. Their goal is to exert more influence over the market and control Bitcoin as a global asset.

At the moment, any effort to expand and introduce Bitcoin from any direction is commendable. Even temporary collaborations with major figures like Larry Fink will be useful for Bitcoin's growth and expansion. However, we must not forget that Bitcoin is not just a tool for wealth. At its core, it is a tool for freedom—freedom from centralized structures of power and dominating economies!

Nayib Bukele, the President of El Salvador, stated: 'The IMF, the World Bank, the Federal Reserve, and the mainstream media hate that we adopted Bitcoin as legal tender.'

He believes that these institutions are unhappy with Bitcoin being recognized as official currency because it poses a threat to their power and influence over global financial systems.

The dissatisfaction of traditional organizations is clearly understandable, given Bitcoin's ability to take financial control out of the hands of governments and international institutions.

The International Monetary Fund (IMF) has openly admitted that one of the primary reasons for halting financial aid to El Salvador is their dissatisfaction with Bitcoin and the government's decision to add it to the national treasury.

They are alarmed by the sight of a country using Bitcoin to break free from the shackles of debt.

This reveals that global financial systems are growing increasingly concerned about losing control. Bitcoin offers a path for smaller nations to escape the grip of centralized financial powers.

Bitcoin is a tool for financial freedom—something they fear.

The President of El Salvador, Nayib Bukele, met with the President of Argentina, another figure in the freedom movement and a supporter of Bitcoin.

Nayib Bukele, the first president to adopt Bitcoin as legal tender in his country, has played a significant role in shaping the global movement toward financial independence and economic freedom.

Now, he meets in Argentina with a president who shares a similar vision for the world of Bitcoin. This historic moment could be the spark for what the future of the global economy truly needs.

Absolutely, there is a powerful connection between Stoicism and Bitcoin, but it requires a bit of nuance. The essence of Stoicism revolves around personal responsibility, self-discipline, and the understanding that we can’t control external circumstances—only our own reactions. This mindset is quite relevant to the Bitcoin philosophy.

Bitcoin, like Stoicism, requires a level of patience, discipline, and an acceptance of volatility and uncertainty. Many who invest or believe in Bitcoin do so with the understanding that it’s not a path to quick wealth but rather a long-term commitment to a system that challenges the existing financial structures. It requires staying calm and steadfast in the face of market turbulence, societal skepticism, or government resistance—qualities that align closely with Stoic virtues.

Engaging with Bitcoin is intertwined with a sense of love for those you’ve never met, yet you know they exist, sharing the same unwavering belief. A belief that inspires you to take the leap.

What is the benefit to El Salvador to buying and holding bitcoin? Does that money make them able to loan money at a cheaper rate?

Benefits of Buying and Holding Bitcoin for El Salvador

Buying and holding bitcoin can offer several advantages for El Salvador:

Bitcoin is recognized as a growing store of value, with predictions indicating that its value will increase over time. Holding bitcoin could provide a significant asset for El Salvador.

As the value of bitcoin rises, El Salvador could benefit economically and strengthen its reserves. This growth in financial reserves may enhance the country's credibility in financial markets and enable access to loans at lower interest rates.

With the increasing acceptance of bitcoin as a common currency, El Salvador could potentially use bitcoin directly in its financial transactions instead of fiat currencies, achieving greater financial independence.

Bitcoin allows El Salvador to be somewhat independent from the global financial system dominated by the dollar and central banks. This could serve as an effective tool for reducing economic pressures and increasing financial freedom.