در دنیایی که موفقیت آکادمیک وابسته به اطاعت است، نه خلاقیت و در محیط‌هایی که سازمان‌ها به کسانی پاداش می‌دهند که خوب «جای خود را بلدند» نه آن‌هایی که چیز تازه‌ای می‌سازند، خلاقیت به حاشیه رانده می‌شود.

جردن پیترسون گفته است رابطه‌ بین گشودگی روانی (که شاخص روانشناختی خلاقیت است) و موفقیت دانشگاهی منفی است.

یعنی هرچه خلاق‌تر باشی، احتمال اینکه در ساختارهای رسمی پیشرفت کنی کمتر است.

این فقط درباره‌ی دانشگاه نیست. در شرکت‌ها هم همین است. پاداش به کسانی داده می‌شود که در سلسله‌ مراتب حل شوند، نه آن‌ها که سؤال می‌کنند.

درسی که به تو می‌دهند روشن است: "تکرار کن، شک نکن، شبیه شو."

اما حقیقت (اگر هنوز برای کسی مهم باشد) اغلب از دل سرپیچی می‌آید. از دل کسانی که نمی‌خواستند نسخه‌ کپیِ دیگری از جهان باشند. از کسانی که ساختار را زیر سؤال بردند.

بیت‌کوین از دل همین نافرمانی آمد. خالق ناشناسش، نه دنبال جایزه‌ نوبل بود، نه کرسی دانشگاه، نه پست شرکتی. دنبال بازآفرینی یک سیستم پولی بود که بر پایه‌ صداقت و آزادی ساخته شده باشد، نه بر پایه‌ چاپ بی‌پشتوانه و قدرت سیاسی!

در دنیای بیت‌کوین، خلاقیت دوباره معنا دارد،

چون دیگر لازم نیست برای به‌دست آوردن ابزار زندگی، در برابر قدرت سر خم کنی. دیگر نیازی نیست برای گرفتن بودجه یا ترفیع، باورهای مسلط را تکرار کنی.

بیت‌کوین یک ساختار آلترناتیو است. ساختاری که در آن نبوغ، حقیقت و خلاقیت سرکوب نمی‌شوند، چون اصلاً در اختیار هیچ مرجع داوری نیستند. در بیت‌کوین، تو باید فقط با طبیعت هماهنگ باشی: با ریاضیات، انرژی و زمان.

اگر جهان قدیم پاداش اطاعت می‌دهد،

جهان جدید بیت‌کوینی، فقط پاداش واقعیت را می‌دهد.

و این، دقیقاً همان انقلابی است که به آن نیاز داریم.

Reply to this note

Please Login to reply.

Discussion

No replies yet.