در مدح #ناامیدی :

جامعه #ایران باید از خاندان #پهلوی و تحلیل‌گرای دلقک شبکه های خارجی و خواننده های لمپن که کاری جز وراجی بلد نیستند #ناامید بشه.

#ایرانی باید از کمک ارتش آمریکا و سازمان ملل و مجلس فرانسه و موساد و امثالهم که خیال میکنه قراره یه روزی دست از لاس زدن با #آخوند #شیعه بردارند و کمک کنن ملت قدرتو از دست اینا بگیرن، ناامید بشه.

دهه هشتادی و نودی باید از پدر مادرش که، تن به هر خفتی میدن تا بچشون رو بفرستند مدرسه داعش تو مغزش برینه و تهشم گاز شیمیایی به خوردش بده، ناامید بشه.

نوجوونی که میخواد بره خیابون واسه عملیات خرابکاری و پدر کارمند اجاره نشین بی‌ماشین معتاد به چس تومن حقوق دولتیش جلوشو میگیره، باید از خانوادش ناامید بشه.

دهه هفتادی که از فشار خانواده و ترس سربازی و بی پولی خودشو غرق دانشگاه و سمینار و مقاله کرده، باید از این که ته این مدرک رو مدرک تلنبار کردن ها تو ایران تحت اشغال آخوند آینده شغلی داشته باشه، ناامید بشه.

#بلوچ و #کورد ای که 40ساله داره به شکل گسترده قتل عام میشه و منابعش به تاراج میره باید از #مرکزنشین شوت ای که شعارش "در لحظه زندگی کن و به اخبار ناگوار گوش نده واس پوستت بده" هست، ناامید بشه.

اونی که تا دیروز دم از مسالمت آمیز و بدون #خشونت میزد( البته نادانسته، نه مثل #وسط_باز ها از سر جاکشی) و فک میکرد هنوز راه برگشتی واسه یک سری از بدنه این سیستم هست و گناه دارن، باید از توهم بیرون بیاد و ناامید بشه.

کسی که واقعا دغدغه مند و هر هفته دنبال اینه یه ضربه ای به #نظام بزنه این #انقلاب رو جلو بندازه، باید از این که اکثریت این جماعت بی‌رگ و جوگیر بفهمنش و باش همراه بشن ناامید بشه.

....

ناامید شدن الزاما چیز بدی نیست.

کمترین مزیتش اینه که هر نفر تایم کمتری رو با تخیلات شیرین و خوشبینی های احمقانش بگا میده. پروسه ای که در مورد رابطه مردم با #اصلاح_طلب ها 20سال زمان از جماعت ایرانی گرفت. 20سال زمان ای که تو تک تک هفته هاش طبیعت و اقتصاد و سطح کیفی هر پارامتری که مربوط به زندگی عادی میشه تو این مملکت، داشت سقوط میکرد و میشد ترمزش رو کشید قبل از این که به این نقطه برسیم.

20سال دیگه(اگر تو این سرزمین اثری از حیات باقی مونده باشه) این میزان احساسات و شور انقلابی مردم نیست که سطح رفاه و آزادیشون رو تعیین کنه، بلکه مدت زمانی هست که طول کشیده تا از زیر لاک امید های پوچشون بیان بیرون، با واقعیت مواجه بشن و رو پای خودشون بایستند.

#persian #iran

Reply to this note

Please Login to reply.

Discussion

یه عده هم هستن که نمیخوان قبول کنن این حکومت جنایتکار و خیانتکار و دروغگو و دزده، نمیخوان قبول کنن دارن زیردست داعش بردگی میکنن چون از مرحله بعدش میترسن.

چون سوال بعدی اینه که خب حالا درمقابل این جنایتکارا باید چکار کنیم؟

و اینا نمیخوان به این سوال جواب بدن. جواب این سوال براشون زحمت داره.

این جواب ۳ پارت بیشتر نیست. یا بجنگیم، یا فرار کنیم، یا با خفت و ذلت مثل گوسفند قربونی باشیم.

چون نمیخوان هیچ کدوم این اقدامات رو بپذیرن و نمیخوان عمل بکنن پس چشم و گوششون رو میبندن و وانمود میکنن شرایط عادیه و چیزی نیست.

خودشون عامدانه انتخاب میکنن که نفهمن و نفهم زندگی کنن.

چون اگر بفهمن باید بجنگن. یا باید فرار کنن و تلاش کنن برای فرار یا مهاجرت. که هر دو این حالتها زندگی روزمره شون رو بهم میریزه.

یا اینکه قبول کنن که دارن مثل حیوون توی گه دست و پا میزنن. اینم خوشایندشون نیست.

تا همه مردم از این مرحله انکار رد نشن هیچ اتفاقی نمیفته.

لازم نیست همه جنگجو و مبارز بشن اما لازمه که همه چشم و گوششون رو باز کنن و از انکار بیرون بیان و دیگه خودشونو به نفهمی نزنن.

اگر عرضه مبارزه یا امکان فرار ندارن بپذیرن که دارن تو نکبت و ظلم زندگی میکنن و ممنون کسانی باشن که دارن براشون مبجنگن.

اون موقع همون بزدل ها و بی عرضه ها هم حداقل وظیفه دارن که اخبار رو پیگیری کنن و اسم و داستان مبارزان رو بدونن.

حتی اگه از اینم میترسن دیگه دست کم نباید انکار کنن و بگن نه اینجوریام نیست، اینطوری نیست، اینا حرفه، الکی میگن، جو میدن.

همه باید بیدار بشن.