یه عده هم هستن که نمیخوان قبول کنن این حکومت جنایتکار و خیانتکار و دروغگو و دزده، نمیخوان قبول کنن دارن زیردست داعش بردگی میکنن چون از مرحله بعدش میترسن.
چون سوال بعدی اینه که خب حالا درمقابل این جنایتکارا باید چکار کنیم؟
و اینا نمیخوان به این سوال جواب بدن. جواب این سوال براشون زحمت داره.
این جواب ۳ پارت بیشتر نیست. یا بجنگیم، یا فرار کنیم، یا با خفت و ذلت مثل گوسفند قربونی باشیم.
چون نمیخوان هیچ کدوم این اقدامات رو بپذیرن و نمیخوان عمل بکنن پس چشم و گوششون رو میبندن و وانمود میکنن شرایط عادیه و چیزی نیست.
خودشون عامدانه انتخاب میکنن که نفهمن و نفهم زندگی کنن.
چون اگر بفهمن باید بجنگن. یا باید فرار کنن و تلاش کنن برای فرار یا مهاجرت. که هر دو این حالتها زندگی روزمره شون رو بهم میریزه.
یا اینکه قبول کنن که دارن مثل حیوون توی گه دست و پا میزنن. اینم خوشایندشون نیست.
تا همه مردم از این مرحله انکار رد نشن هیچ اتفاقی نمیفته.
لازم نیست همه جنگجو و مبارز بشن اما لازمه که همه چشم و گوششون رو باز کنن و از انکار بیرون بیان و دیگه خودشونو به نفهمی نزنن.
اگر عرضه مبارزه یا امکان فرار ندارن بپذیرن که دارن تو نکبت و ظلم زندگی میکنن و ممنون کسانی باشن که دارن براشون مبجنگن.
اون موقع همون بزدل ها و بی عرضه ها هم حداقل وظیفه دارن که اخبار رو پیگیری کنن و اسم و داستان مبارزان رو بدونن.
حتی اگه از اینم میترسن دیگه دست کم نباید انکار کنن و بگن نه اینجوریام نیست، اینطوری نیست، اینا حرفه، الکی میگن، جو میدن.
همه باید بیدار بشن.