Replying to Avatar L

یه عده هم هستن که نمیخوان قبول کنن این حکومت جنایتکار و خیانتکار و دروغگو و دزده، نمیخوان قبول کنن دارن زیردست داعش بردگی میکنن چون از مرحله بعدش میترسن.

چون سوال بعدی اینه که خب حالا درمقابل این جنایتکارا باید چکار کنیم؟

و اینا نمیخوان به این سوال جواب بدن. جواب این سوال براشون زحمت داره.

این جواب ۳ پارت بیشتر نیست. یا بجنگیم، یا فرار کنیم، یا با خفت و ذلت مثل گوسفند قربونی باشیم.

چون نمیخوان هیچ کدوم این اقدامات رو بپذیرن و نمیخوان عمل بکنن پس چشم و گوششون رو میبندن و وانمود میکنن شرایط عادیه و چیزی نیست.

خودشون عامدانه انتخاب میکنن که نفهمن و نفهم زندگی کنن.

چون اگر بفهمن باید بجنگن. یا باید فرار کنن و تلاش کنن برای فرار یا مهاجرت. که هر دو این حالتها زندگی روزمره شون رو بهم میریزه.

یا اینکه قبول کنن که دارن مثل حیوون توی گه دست و پا میزنن. اینم خوشایندشون نیست.

تا همه مردم از این مرحله انکار رد نشن هیچ اتفاقی نمیفته.

لازم نیست همه جنگجو و مبارز بشن اما لازمه که همه چشم و گوششون رو باز کنن و از انکار بیرون بیان و دیگه خودشونو به نفهمی نزنن.

اگر عرضه مبارزه یا امکان فرار ندارن بپذیرن که دارن تو نکبت و ظلم زندگی میکنن و ممنون کسانی باشن که دارن براشون مبجنگن.

اون موقع همون بزدل ها و بی عرضه ها هم حداقل وظیفه دارن که اخبار رو پیگیری کنن و اسم و داستان مبارزان رو بدونن.

حتی اگه از اینم میترسن دیگه دست کم نباید انکار کنن و بگن نه اینجوریام نیست، اینطوری نیست، اینا حرفه، الکی میگن، جو میدن.

همه باید بیدار بشن.

قسمت ترسناک ماجرا اینجاس که، همونطور که هر سطحی از رفاه و خوشی در نهایت عادی میشه برا آدما، از این طرف هر سطحی از فلاکت و درماندگی هم میتونه عادی بشه و باش کنار بیان. ویکتور فرانکل تو کتاب "انسان در جستجو معنا" خیلی زیبا اینو توضیح میده. از خاطراتش تو اردوگاه آشویتس میگه که تو چه شرایط سگی زندگی میکردند و واسه چند نخ سیگار و چارتا نخود لوبیا بیشتر داخل کاسه سوپ‌شون چه کار هایی که نمیکردند.

مادامی که تغیرات آهسته باشه ملت میتونن خودشون رو با شرایط جدید وفق بدند. به عبارت دیگه هیچ "نقطه آستانه" ای واسه صبر و تحمل وجود نداره. همونطور که به دلار 50تومنی عادت کردند، به دلار 2میلیونی هم میکنند؛ به هوا پر از سرب و زمستون بدون گاز و تابستون با برق جیره بندی شده هم میکنند؛ به مسموم شدن بچشون تو مدرسه داعش و ربوده شدنش تو راه خونه هم میکنند.

عادت کردن ترسناکه

مخصوصا وقتی Ericnotes بهت بگه: "شما تا حالا فقط 5% از کثافت آخوند رو دیدید"

#ایران #فارسی #جمهوری_اسلامی #انقلاب

nostr:nevent1qqsvrjtp0pk3q45wk2zq9jm23uh85z6mv9ttf9qn5nx756ceyena58gpp4mhxue69uhkummn9ekx7mqzyrq85t4y3dn485g662wky2f9edyt4dy23uuwj48gttkyd9f6qaf2yqcyqqqqqqggsljpd

Reply to this note

Please Login to reply.

Discussion

درسی که رژیم از ابان ۹۸ گرفت اینه که هر گهی میخوان بخورن قاشق قاشق بخورن.

دیگه یهو اعلام نمیکنن آیلتس ممنوعه. اول یه امتحانو لغو میکنن. بعد یه ماه، یه مدل. بعد یه موسسه...

دیگه یه جا اعلام نمیکنن نون گرون شد. اول تو یه شهر که سرکوب شدید بوده و مردم توسری خورده هستن، نون گرون میشه. اونا که خب صداشون در نمیاد. بقیه شهرا هم سرشو میکنن زیرلحاف. میگن شاید دروغه، اصن به ما چه، حالا اینجا که گرون نشده. بعد شهر به شهر با همین فرمول پیش میره.

دیگه یه شب جمعه بنزین گرون نمیشه. اینبار که میخوان بنزین رو گرون و جیره بندی کنن شهر به شهر و جایگاه به جایگاه و پمپ به پمپ اینکارو میکنن. مردم فیلم صف پمپ بزنین رو میبینن اما باورش نمیکنن. میگن الکیه. من صبح رفتم بنزین زدم خلوت بود. تا اینکه نوبت خودشون بشه.

"آسیاب به نوبت" خوب یاد گرفتن.

راهشو پیدا کردن دیگه. تدریج!

هر بلایی بخوان سر مردم بیارن با این تدریج میارن و مردم هم منفعل تر از همیشه میشن.