Replying to Avatar Lyn Alden

I used to believe in political incrementalism- the idea that you can change things gradually through better election outcomes.

But maybe it was also just youth, I don’t know.

After spending many years studying how the current monetary system works, studying how past debt and currency cycles ended, and based on practical realities from the past two election cycles, I dropped any notion of incrementalism, at least for the big economic things.

Incrementalism works for minority groups to gain social and political rights. Religious people to practice without interference, women to vote, gay people to marry, etc. Immigration policies. Things like that. But it doesn’t work for the financial system.

Instead, history and current affairs suggest that things generally point in the same structural financial direction, uncontested, until there is a massive fiscal crisis, geopolitical crisis, and trend change. And that is when politics becomes critical in all aspects- as chaos develops, the group that has enough power to set the next order *really* fucking matters. They either build a platform of virtue toward the next cycle, or they fall into the unfortunately common paths of communism or fascism.

And it is not just ideas that triumph, but technology too. Technology plays a big role in which ideas are even workable. Both ideas and technology are important.

So when I realized incrementalism wasn’t working, I sought out other methods.

The weaker method is just social- I try to put things out there with my platform to encourage reason, empathy, human rights, etc. Not partisan but also not necessarily moderate, but rather grounded in firm principles of virtue ethics.

The stronger method is to play some small part in building something better. Alternative money. Alternative communication methods. Either explaining and recommending them to people, or directly venture investing in companies that build on them and help improve the UX and solve new problems.

That’s my goal. I want to do whatever tiny part I can to bring about more peace, more fairness, more opportunity, more growth, and less destruction.

nostr:note1yqav4kamzwkwe5a3ssfw3at3ujnpnzcqhw7pt0h59zf5xzyrmlqqqxysfj

A translation of Lyn's note into Persian:

پیش از این‌ها به تغییرِ تدریجی (incrementalism) در سیاست باور داشتم. تغییرِ تدریجی به این معناست که می‌شود به مددِ انتخابِ گزینۀ بهتر در انتخابات به تدریج اوضاع را تغییر داد.

شاید بشود این خوش‌باوری را به حسابِ جوانیم بگذاریم؛ واقعاً نمی‌دانم.

اما پس از سال‌ها مطالعه بر رویِ نحوۀ کارِ نظامِ پولیِ حاضر، مطالعه بر رویِ عاقبتِ چرخۀ بدهیِ قبلی و چرخه‌هایِ کنونی و پس از نظارۀ واقعیت‌هایِ عملیِ حاصل از دو دورۀ انتخاباتِ اخیر، دیگر هیچ امیدی به تغییرِ تدریجی ندارم، دستِ کم برایِ تغییراتِ بزرگِ اقتصادی.

تغییرِ تدریجی به گروه‌هایِ اقلیت کمک می‌کند که به حقوقِ اجتماعی و سیاسیِ خود دست یابند. به مذهبیون کمک می‌کند که بدونِ مزاحمت آئینِ خود را دنبال کنند، به زنان در به دست آوردنِ حقِ رأی کمک می‌کند و به هم‌جنس‌گرایان حقِ ازدواج می‌دهد. رویِ سیاست‌هایِ مهاجرپذیری تأثیر دارد. برایِ چیزهایی شبیه به این موارد جواب می‌دهد. اما برایِ تغییر در نظامِ مالی هوده‌ای ندارد.

برعکس، تاریخ و همچنین امورِ جاری نشان می‌هد که تغییرات پیوسته ساختارِ مالی را به سمتِ ساختارِ واحدی سوق می‌دهند و هیچ کس هم با آن مقابله نمی‌کند، مگر این که بحرانِ مالی، بحرانِ ژئوپلیتیک و تغییرِ روندی عظیم رخ دهد. و در این برحه است که سیاست اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند. با گسترشِ هرج و مرج، گروهی که برایِ شکل‌دهیِ نظامِ آینده قدرتِ کافی در دست دارد اهمیتی غیرِ قابلِ تردید می‌یابد. یا بستری اخلاقی را برایِ دستیابی به چرخۀ بعدی مهیا می‌کند و یا وارد مسیری می‌شود که منتهی به کمونیسم یا فاشیسم است و متأسفانه این موردِ دوم معمول‌تر است.

و پیروزی فقط از آنِ ایده‌ها نیست، بلکه فناوری هم از فرصتِ پیروزی برخوردار است. فناوری نقشِ مهمی دارد و حتی عملی شدنِ بعضی ایده‌ها هم به آن بستگی دارد. هم ایده‌ها نقشی اساسی دارند و هم فناوری.

این گونه شد که وقتی دریافتم آبی از تغییرِ تدریجی گرم نمی‌شود، به روش‌هایِ دیگر روی آوردم.

روشی که به اندازۀ دیگر روش‌ها قدرت ندارد روشِ اجتماعی است — سعی می‌کنم از بستری که در اختیار دارم برایِ گسترشِ اندیشه‌هایم استفاده کنم تا بدین طریق در جهتِ گسترشِ عقلانیت، همدلی، حقوقِ بشر و غیره گامی برداشته باشم. دیدگاه‌هایم پارتیزان نیست، اما لزوماً میانه‌روانه هم نیست، بلکه در اصولِ اخلاقیِ مستحکمی ریشه دارد.

روشِ کارآمدتر این است که نقشی کوچک را در ساختِ چیزی بهتر ایفا کنم. یک پولِ جایگزین. روش‌هایِ ارتباطیِ جایگزین. چه از این طریق که این جایگزین‌ها را به مردم پیشنهاد کنم و آن‌ها را به مردم توضیح دهم و یا از این طریق که مستقیماً رویِ شرکت‌هایی که می‌خواهند بر مبنایِ آن‌ها محصولِ بهتری را ارائه کنند سرمایه‌گذاری کنم و در زمینۀ بهبودِ تجربۀ کاربری (UX) و حلِ مشکلاتِ جدید کمک کنم.

این هدفی است که برایِ خود تعیین کرده ام. می‌خواهم هر آنچه در توانم هست، هر چند کوچک، در راهِ رسیدن به صلحِ بیشتر، عدالتِ بیشتر، فرصت‌هایِ بیشتر، رشدِ بیشتر و ویرانیِ کمتر انجام دهم.

Reply to this note

Please Login to reply.

Discussion

No replies yet.